خرید بک لینک
سلام دل نوشته حقیقت دارد هر چند تلخ این وبلاگ نمیدونم تا چه زمانی فعالیت دارد چون من بیماری حادی دارم چه زمانی باید تمام شود این زندگی فقط خدا میداند اگر کسی به این وبلاگ سر زد ممنون میشم کامنت بگذارد من زندگی پر از طلاتم داشتم فراز نشیب و مشکلاتی که امروز همه انسانهای به نحوی درگیر این مشکلات هستن شاید من این مشکلات را از دوران نوجوانی درگیر بودم الان هم که این نوشته رو مینویسم نمیدونم تا کی زنده باشم و شاید فردای نباشد اما تا زمانی که زنده هستم پست میزارم توکلم بر خدا

برچسب: نویسنده: رضا اکبری تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 5:08

خندهات طرح لطیفی است که دیدن داردنازِ معشوق دلآزار خریدن دارد فارغ از گلّه و گرگ است شبانی عاشقچشم سبز تو چه دشتی است! دویدن دارد شاخهای از سر دیوار به بیرون جستهبوسهات میوهی سرخی است که چیدن دارد عشق بودی وَ به اندیشه سرایت کردیقلب با دیدن تو شور تپیدن دارد وصل تو خواب و خیال است ولی باور کنعاشقی بیسر و پا عزم رسیدن دارد عمق تو درّهی ژرفی است، مرا میخواندکسی از بین خودم قصد پریدن دارد اوّل قصّهی هر عشق کمی تکراریست!آخرِ قصّهی فرهاد شنیدن دارد...

برچسب: قصة عشق,قصه های جزیره,قصه کودکانه,قصه های مجید,قصه سرا,قصه شب,قصه ها,قصة مسلسل نص يوم,قصة حب,قصه ظهر جمعه, نویسنده: رضا اکبری تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 5:08

پاییز می رسد که مرا مبتلا کندبا رنگ های تازه مرا آشنا کند پاییز می رسد که به مانند سال پیشراز درخت باغچه را برملا کند او قول داده است که امسال از سفراندوه های تازه بیارد ... - خدا کند ! - او می رسد که باز هم عاشق کند مرااو قول داده است و باید وفا کند او نیزعاشق است و راهی نمانده استجز این که روز و شب بنشیند دعا کند ... شاید اثر کند و خداوند فصل هایک فصل را به خاطر او جا به جا کند تقویم خواست از تو بگیرد بهار راتقدیر خواست راه شما را جدا کند - خش ... خش ... صدای پای خزان است ! یک نفردر را به روی حضرت پاییز وا کند ... " علیرضا بدیع"

برچسب: پاییز,پاییز طلایی,پاییز تنهایی,پاییز شعر,پاییز صحرا,پاییزان,پاییز آمد,پاییز پدر سالار,پاییز آمد در میان درختان, نویسنده: رضا اکبری تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 5:08

چه غم دارد ز خاموشی درون شعله پروردم که صد خورشید آتش برده از خاکستر سردم به بادم دادی و شادی ، بیا ای شب تماشا کن که دشت آسمان دریای آتش گشته از گردم شرار انگیز و توفانی ، هوایی در من افتاده ست که همچون حلقه ی آتش درین گرداب می گردم به شوق لعل جان بخشی که درمان جهان با اوست چه توفان می کند این موج خون در جان پر دردم وفاداری طریق عشق مردان است و جانبازان چه نامردم اگر زین راه خون آلود برگردم در آن شب های توفانی که عالم زیر و رو می شد نهانی شبچراغ عشق را در سینه پروردم بر آر ای بذر پنهانی سر از خواب زمستانی که از هر ذره دل آفتابی بر تو گستردم ز خوبی آب پاکی

برچسب: دلی در آتش علیرضا قربانی,دلی در اتش,دلی در آتش سایه,دلی در آتش علیرضا قربانی دانلود,دلي در آتش,دلی دارم در اتش خانه کرده,دانلود اهنگ دلی در اتش,متن اهنگ دلی در اتش, نویسنده: رضا اکبری تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 5:07

مشق شب گر که نوشتیم وکتابی خواندیم

مقصد از این هم این بود که انسان باشیم

برچسب: انسان,انسانم آرزوست,انسانیت,انسان شناسی و فرهنگ,انسان و حیوان,انسانيت,انسان در جستجوی معنا,انسان های اولیه,انسان شناسی,انسان الغاب, نویسنده: رضا اکبری تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 5:07

ضربه خوردیم وشکستیم و نگفتیم چرا؟!
ما دهان از گله بستیم و نگفتیم چرا؟!

جای "بنشین" و "بفرما"- "بتمرگی" گفتند..!...
ما شنیدیم و نشستیم و نگفتیم چرا؟

"تو" نگفتیم و "شمایی" نشنیدیم و هنوز
ساده مثل کف دستیم و نگفتیم چرا؟!

دل سپردیم به آن "دال" سر دشمن و دوست
دشمن و دوست پرستیم و نگفتیم چرا؟!

چه "چراها" که شنیدیم و ندانیم چرا
ما همین بوده و هستیم و نگفتیم چرا؟

برچسب: چرا؟,چرا؟ محض ارا,خدایا چرا؟,جوانان چرا؟,آخه چرا؟,خدا چرا؟,میدونی چرا؟,کافه چرا؟,دروغ چرا؟,واقعا چرا؟, نویسنده: رضا اکبری تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 5:07

صفحه بندی